تبلیغات
ولایت مدار - چهل حدیث گوهربار از امام موسی کاظم علیه السلام
 چهل حدیث گوهربار از امام موسی کاظم علیه السلام

بكوشید كه اوقات شبانه روزى شما چهار قسمت باشد:

1 ـ قسمتى براى مناجات با خدا

2 ـ قسمتى براى تهیّه معاش

3 ـ قسمتى براى معاشرت با برادان و افراد مورد اعتماد كه عیبهاى شما را به شما مى‏فهمانند و در دل به شما اخلاص مى‏ورزند

4 ـ و قسمتى را هم براى درك لذّتهاى حلال [و تفریحات سالم] و به وسیله انجام این قسمت است كه بر انجامِ وظایف آن سه قسمت دیگر توانا مى‏شوید.

چهل حدیث گوهربار از امام موسی کاظم علیه السلام

قالَ الاِْمامُ الْكاظم علیه السلام:

1- تعقّل و معرفت

ما بَعَثَ اللّهُ أَنْبِیائهُ وَ رُسُلَهُ إِلى عِبادِهِ إِلاّ لِیَعْقِلُوا عَنِ اللّهِ، فَأَحْسَنُهُمُ اسْتِجابَهً أَحْسَنُهُمْ مَعْرِفَةً لِلّهِ، وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللّهِ أَحْسَنُهُمْ عَقْلاً وَ أَعْقَلُهُمْ أَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ؛

خداوند پیامبران و فرستادگانش را به سوى بندگانش بر نینگیخته، مگر آن كه از طرف خدا تعقّل كنند. پس نیكوترینشان از نظر پذیرش، بهترینشان از نظر معرفت به خداست، و داناترینشان به كار خدا، بهترینشان از نظر عقل است، و عاقل‏ترین آنها، بلند پایه‏ترینشان در دنیا و آخرت است.

2- حجّت ظاهرى و باطنى

إِنَّ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَیْنِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَْنْبِیاءُ وَ الاَْئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ؛

همانا براى خداوند بر مردم دو حجّت است، حجّت آشكار و حجّت پنهان، امّا حجّت آشكار عبارت است از: رسولان و پیامبران و امامان؛ و حجّت پنهانى عبارت است از عقول مردمان.

3- صبر و گوشه‏گیرى از اهل دنیا

أَلصَّبْرُ عَلَى الْوَحْدَةِ عَلامَةُ قُوَّةِ الْعَقْلِ، فَمَنْ عَقَلَ عَنِ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى إِعْتَزَلَ أَهْلَ الدُّنْیا وَ الرّاغِبینَ فیها وَ رَغِبَ فیما عِنْدَ رَبِّهِ وَ كانَ اللّهُ آنِسَهُ فِى الْوَحْشَةِ وَ صاحِبَهُ فِى الْوَحْدَةِ، وَ غِناهُ فِى الْعَیْلَةِ وَ مُعِزَّهُ فى غَیْرِ عَشیرَة؛

صبر بر تنهایى، نشانه قوّت عقل است، هر كه از طرف خداوند تبارك و تعالى تعقّل كند از اهل دنیا و راغبین در آن كناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده، و خداوند در وحشت انیس اوست و در تنهایى یار او، و توانگرى او در ندارى و عزّت او در بى‏تیره و تبارى است.

4- عاقلان آینده‏نگر

إِنَّ الْعُقَلاءَ زَهَدُوا فِى الدُّنْیا وَ رَغِبُوا فِى الاْخِرَةِ لاَِنَّهُمْ عَلِمُوا أَنَّ الدُّنْیا طالِبَةٌ وَ مَطْلُوبَةٌ وَ الاْخِرَةُ طالِبَةٌ وَ مَطْلُوبَةٌ مَنْ طَلَبَ الاْخِرَةَ طَلَبَتْهُ الدُّنْیا حَتّى یَسْتَوْفى مِنْها رِزْقَهُ، وَ مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا طَلَبَتْهُ الاْخِرَةُ فَیَأْتیهِ الْمَوْتُ فَیُفْسِدُ عَلَیْهِ دُنْیاهُ وَ آخِرَتَهُ؛

به راستى كه عاقلان، به دنیا بى‏رغبتند و به آخرت مشتاق؛ زیرا مى‏دانند كه دنیا خواهانست و خواسته شده و آخرت هم خواهانست و خواسته شده، هر كه آخرت خواهد دنیا او را بخواهد تا روزىِ خود را از آن دریافت كند، و هر كه دنیا را خواهد آخرتش به دنبال است تا مرگش رسد و دنیا و آخرتش را بر او تباه كند.

5- تضرّع براى عقل

مَنْ أَرادَ الْغِنى بِلا مال وَ راحَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْحَسَدِ وَ السَّلامَةَ فِى الدّینِ فَلْیَتَضَّرَعْ إِلَى اللّهِ فى مَسْأَلَتِهِ بِأَنْ یُكْمِلَ عَقْلَهُ، فَمَنْ عَقَلَ قَنَعَ بِما یَكْفیهِ وَ مَنْ قَنَعَ بِما یَكْفیهِ اسْتَغْنى وَ مَنْ لَمْ یَقْنَعْ بِما یَكْفیهِ لَمْ یُدْرِكِ الْغِنى أَبَدًا؛

هر كس بى‏نیازى خواهد بدون دارایى، و آسایش دل خواهد بدون حسد، و سلامتى دین طلبد، باید به درگاه خدا زارى كند و بخواهد كه عقلش را كامل كند، هر كه خرد ورزد، بدانچه كفایتش كند قانع باشد. و هر كه بدانچه او را بس باشد قانع شود، بى‏نیاز گردد. و هر كه بدانچه او را بس بُوَد قانع نشود، هرگز به بى‏نیازى نرسد.

6- دیدار با مؤمن براى خدا

مَنْ زارَ أَخاهُ الْمُؤْمِنَ لِلّهِ لا لِغَیْرِهِ، لِیَطْلُبَ بِهِ ثَوابَ اللّهِ وَ تَنَجُّزَ ما وَعَدَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ وَكَّلَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ سَبْعینَ أَلْفِ مَلَك مِنْ حینَ یَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ حَتّى یَعُودَ إِلَیْهِ یُنادُونَهُ: أَلا طِبْتَ وَ طابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، تَبَوَّأْتَ مِنَ الْجَنَّةِ مَنْزِلاً؛

هر كس ـ فقط براى خدا نه چیز دیگر ـ به دیدن برادر مؤمنش رود تا به پاداش و وعده‏هاى الهى برسد، خداوند متعال، از وقت خروجش از منزل تا برگشتن او، هفتاد هزار فرشته بر او گمارد كه همه ندایش كنند: هان! پاك و خوش باش و بهشت برایت پاكیزه باد كه در آن جاى گرفتى.

7- مروّت، عقل و بهاى آدمى

لا دینَ لِمَنْ لا مُرُوَّةَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ إِنَّ أَعْظَمَ النّاسِ قَدْرًا الَّذى لایَرَى الدُّنْیا لِنَفْسِهِ خَطَرًا، أَما إِنَّ أَبْدانَكُمْ لَیْسَ لَها ثَمَنٌ إِلاَّ الْجَنَّةَ، فَلا تَبیعوها بِغَیْرِها.

كسى كه جوانمردى ندارد، دین ندارد، و هر كه عقل ندارد، جوانمردى ندارد. به راستى كه با ارزش‏ترین مردم كسى است كه دنیا را براى خود مقامى نداند، بدانید كه بهاى شما مردم، جز بهشت نیست، خود را جز بدان مفروشید.

8- حفظ آبروى مردم

مَنْ كَفَّ نَفْسَهُ عَنْ أَعْراضِ النّاسِ أَقالَهُ اللّهُ عَثْرَتَهُ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ الْقِیمَةِ؛

هر كه آبرورى مردم را نریزد، خدا در روز قیامت از لغزشش مى‏گذرد، و هر كه خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند در روز قیامت خشمش را از او باز دارد.

9- عوامل نزدیكى و دورى به خدا

أَفْضَلُ ما یَتَقَرَّبُ بِهِ الْعَبْدُ إِلَى اللّهِ بَعْدَ الْمَعْرَفَةِ بِهِ الصَّلاةُ وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ وَ تَرْكُ الْحَسَدِ وَ الْعُجْبِ وَ الْفَخْرِ؛

بهترین چیزى كه به وسیله آن بنده به خداوند تقرّب مى‏جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیكى به پدر و مادر و ترك حسد و خودبینى و به خود بالیدن است.

10- عاقل دروغ نمى‏گوید

إِنَّ الْعاقِلَ لا یَكْذِبُ وَ إِنْ كانَ فیهِ هَواهُ؛

همانا كه عاقل دروغ نمى‏گوید، گرچه طبق میل و خواسته او باشد.

11- حكمت كم گویى و سكوت

قِلَّةُ الْمَنْطِقِ حُكْمٌ عَظیمٌ، فَعَلَیْكُمْ بِالصَّمْتِ، فَإِنَّهُ دَعَةٌ حَسَنَةٌ وَ قِلَّةُ وِزْر، وَ خِفَّةٌ مِنَ الذُّنُوبِ؛

كم‏گویى ، حكمت بزرگى است، بر شما باد به خموشى كه شیوه‏اى نیكو و سبك بار و سبب تخفیف گناه است.

12- هرزه گویى بى‏حیا

إِنَّ اللّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلى كُلِّ فاحِش قَلیلِ الْحَیاءِ لا یُبالى ما قالَ وَ لا ما قیلَ لَهُ؛

همانا خداوند بهشت را بر هر هرزه‏گوِی كم حیا كه باكى ندارد چه مى‏گوید و به او چه گویند حرام گردانیده است.

13- متكبّر، داخل بهشت نمى‏شود

إِیّاكَ وَ الْكِبْرَ، فَإِنَّهُ لا یَدْخُلِ الْجَنَّةَ مَنْ كانَ فى قَلْبِهِ مِثْقالُ حَبَّة مِنْ كِبْر؛

از كبر و خودخواهى بپرهیز، كه هر كسى در دلش به اندازه دانه‏اى كبر باشد، داخل بهشت نمى‏شود.

14- تقسیم كار در شبانه روز

إِجْتَهِدُوا فى أَنْ یَكُونَ زَمانُكُمْ أَرْبَعَ ساعات: ساعَةً لِمُناجاةِ اللهِ، و َساعَةً لاَِمْرِ الْمَعاشِ، وَساعَةً لِمُعاشَرَةِ الاِْخْوانِ و الثِّقاةِ الَّذینَ یُعَرِّفُونَكُمْ عُیُوبَكُمْ و َیُخَلِّصُونَ لَكُمْ فِى الْباطِنِ، وَ ساعَةً تَخْلُونَ فیها لِلَذّاتِكُمْ فى غَیْرِ مُحَرَّم و َبِهذِهِ السّاعَةِ تَقْدِروُنَ عَلَى الثَّلاثِ ساعات؛

بكوشید كه اوقات شبانه روزى شما چهار قسمت باشد:

1 ـ قسمتى براى مناجات با خدا

2 ـ قسمتى براى تهیّه معاش

3 ـ قسمتى براى معاشرت با برادان و افراد مورد اعتماد كه عیبهاى شما را به شما مى‏فهمانند و در دل به شما اخلاص مى‏ورزند

4 ـ و قسمتى را هم براى درك لذّتهاى حلال [و تفریحات سالم] و به وسیله انجام این قسمت است كه بر انجامِ وظایف آن سه قسمت دیگر توانا مى‏شوید.

15- همنشینى با دیندار و عاقل خیرخواه

مُجالَسَةُ أَهْلِ الدّینِ شَرَفُ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ، وَ مُشاوَرَةُ الْعاقِلِ النّاصِحِ یُمْنٌ وَ بَرَكَةٌ وَ رُشْدٌ وَ تَوْفیقٌ مِنَ اللّهِ، فَإِذا أَشارَ عَلَیْكَ الْعاقِلُ النّاصِحُ فَإِیّاكَ وَ الْخِلافَ فَإِنَّ فى ذلِكَ الْعَطَبَ؛

همنشینى اهل دین، شرف دنیا و آخرت است، و مشورت با خردمندِ خیرخواه، یُمن و بركت و رشد و توفیق از جانب خداست، چون خردمند خیرخواه به تو نظرى داد، مبادا مخالفت كنى كه مخالفتش هلاكت بار است.

16- پرهیز از اُنس زیاد با مردم

إِیّاكَ وَ مُخالَطَةَ النّاسِ وَ الاُْنْسَ بِهِمْ إِلاّ أَنْ تَجِدَ مِنْهُمْ عاقِلاً وَ مَأْمُونًا فَآنِسْ بِهِ وَ اهْرُبْ مِنْ سایِرِهِمْ كَهَرْبِكَ مِنَ السِّباعِ الضّارِیَةِ؛

بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان، مگر این كه خردمند و امانتدارى در میان آنها بیابى كه [در این صورت] با او انس گیر و از دیگران بگریز، به مانند گریز تو از درنده‏هاى شكارى.

17- نتیجه حبِّ دنیا

مَنْ أَحَبَّ الدُّنْیا ذَهَبَ خَوْفُ الاْخِرَةِ مِنْ قَلْبِهِ وَ ما أُوتِىَ عَبْدٌ عِلْمًا فَازْدادَ لِلدُّنیا حُبًّا إِلاَّ ازْدادَ مِنَ اللّهِ بُعْدًا وَ ازْدادَ اللّهُ عَلَیْهِ غَضَبًا؛

هر كه دنیا را دوست بدارد، خوف آخرت از دلش برود، و به بنده‏اى دانشى ندهند كه به دنیا علاقه‏مندتر شود، مگر آن كه از خدا دورتر و مورد خشم او قرار گیرد.

18- پرهیز از طمع و تكیه بر توكّل

إِیّاكَ وَ الطَّمَعَ، وَ عَلَیْكَ بِالْیَأْسِ مِمّا فى أَیْدِى النّاسِ، وَ أَمِتِ الطَّمَعَ مِنَ الَْمخْلُوقینَ، فَإِنَّ الطَّمَعَ مِفْتاحٌ لِلذُّلِّ، وَ اخْتِلاسُ الْعَقْلِ وَاخْتِلاقُ الْمُرُوّاتِ، وَ تَدْنیسُ الْعِرْضِ وَ الذَّهابُ بِالْعِلْمِ وَ عَلَیْكَ بِالاِْعْتِصامِ بِرَبِّكَ وَ التَّوَكُّلِ عَلَیْهِ؛

از طمع بپرهیز، و بر تو باد به ناامیدى از آنچه در دست مردم است، طمع را از مخلوقین بِبُر كه طمع، كلیدِ خوارى است، طمع، عقل را مى‏رباید و مردانگى را نابود كند و آبرو را مى‏آلاید و دانش را از بین مى‏برد. بر تو باد كه به پروردگارت پناه برى و بر او توكّل كنى.

19- نتایج امانتدارى و راستگویى

أَداءُ الأَمانَةِ وَ الصِّدْقُ یَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِیانَةُ وَ الْكِذْبُ یَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ؛

امانتدارى و راستگویى، سبب جلب رزق و روزى‏اند، و خیانت و دروغگویى، سبب جلب فقر و دورویى.

20- سقوطِ برترى جوى

إِذا أَرادَ اللّهُ بِالذَّرَّةِ شَرًّا أَنْبَتَ لَها جَناحَیْنِ، فَطارَتْ فَأَكَلَهَا الطَّیْرُ؛

هر گاه خداوند بدى مورچه را بخواهد، به او دو بال مى‏دهد كه پرواز كند تا پرنده‏ها او را بخورند.

21- حقگویى و باطل ستیزى

إِتَّقِ اللّهَ وَ قُلِ الْحَقَّ وَ إِنْ كانَ فیهِ هَلاكُكَ فَإِنَّ فیهِ نَجاتُكَ إِتَّقِ اللّهَ وَدَعِ الْباطِلَ وَ إِنْ كانَ فیهِ نَجاتُكَ، فَإِنَّ فیهِ هَلاكُكَ؛

از خدا بترس و حقّ را بگو، اگرچه نابودى تو در آن باشد. زیرا كه در واقع، نجات تو در آن است. از خدا بترس و باطل را واگذار، اگرچه نجات تو در آن باشد، زیرا كه در واقع، نابودى تو در آن است.

22- برترین عبادت

أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ؛

بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند،‌ انتظار فرج و گشایش است.

23- كفّاره خدمت به حاكمان

كَفّارَةُ عَمَلِ السُّلْطانِ أَلاِْحْسانُ إِلَى الاِْخْوانِ؛

كفّاره كارمندى سلطان، احسان به برادران دینى است.

24- نافله و تقرّب

صَلاةُ النَّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللّهِ لِكُلِّ مُؤْمِن؛

نماز نافله راه نزدیك شدن هر مؤمنى به خداوند است.

25- اصلاح و گذشت

یُنادى مُناد یَوْمَ القِیمَةِ: أَلا مَنْ كانَ لَهُ عَلَى اللّهِ أَجْرٌ فَلْیَقُمْ، فَلا یَقُومُ إِلاّ مَنْ عَفَى وَ أَصْلَحَ، فَأَجْرُهُ عَلَى اللّهِ؛

ندا كننده‏اى در روز قیامت ندا مى‏كند:آگاه باشید، هر كه را بر خدا مزدى است برخیزد، و برنمى‏خیزد، مگر كسى كه گذشت كرده و اصلاح بین مردم نموده باشد، پس پاداشش با خدا خواهد بود.

26- بهترین صدقه

عَوْنُكَ لِلضَّعیفِ مِنْ أَفْضَلِ الصَّدَقَةِ؛

كمك كردنت به ناتوان از بهترین صدقه است.

27- سختى ناحقّ

یَعْرِفُ شِدَّةَ الْجَوْرِ مَنْ حُكِمَ بِهِ عَلَیْهِ؛

سختى ناحقّ را آن كس شناسد كه بدان محكوم گردد.

28- گناهان تازه، بلاهاى تازه

كُلَّما أَحْدَثَ الناسُ مِنَ الذُّنُوبِ مالَمْ یَكُونُوا یَعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلاء ما لَمْ یَكُونُوا یَعُدُّونَ؛

هر گاه مردم گناهان تازه كنند كه نمى‏كردند، خداوند بلاهایى تازه به آنها دهد كه به حساب نمى‏آوردند.

29- كلید بصیرت

تَفَقَّهُوا فى دینِ اللّهِ فَإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصیرَةِ، وَ تَمامُ الْعِبادَةِ وَ السَّبَبُ إِلَى الْمَنازِلِ الرَّفیعَةِ وَ الرُّتَبِ الْجَلیلَةِ فِى الدّینِ وَ الدُّنْیا، وَ فَضْلُ الْفَقیهِ عَلَى الْعابِدِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْكَواكِبِ، وَ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فى دینِهِ لَمْ یَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً؛

در دین خدا دنبال فهم عمیق باشید، زیرا كه فهم عمیقِ دین، كلید بصیرت و بینایى و كمال عبادت و سبب تحصیل درجات بلند و مراتب بزرگ در امور دین و دنیاست.

و برترى فقیه بر عابد، مانند برترى آفتاب است بر كواكب، و كسى كه در دینش فهم عمیق نجوید، خداوند هیچ عملى را از او نپسندد.

30- دنیا، بهترین وسیله

إِجْعَلُوا لاَِنْفُسِكُمْ حَظًّا مِنَ الدُّنْیا بِإِعْطائِها ما تَشْتَهى مِنَ الْحَلالِ وَ ما لا یَثْلِمُ الْمُرُوَّةَ وَ ما لا سَرَفَ فیهِ، وَ اسْتَعینُوا بِذلِكَ عَلى أُمُورِ الدّینِ، فَإِنَّهُ رُوِىَ: «لَیْسَ مِنّا مَنْ تَرَكَ دُنْیاهُ لِدینِهِ أَوْ تَرَكَ دینَهُ لِدُنْیاهُ»؛

براى خود بهره‏اى از دنیا برگیرید و آنچه خواهش حلال باشد و رخنه در جوانمردى ایجاد نكند و اسراف نباشد منظور دارید، و به این وسیله براى انجام امور دین یارى جویید. زیرا كه روایت شده است: «از ما نیست كسى كه دنیایش را براى دینش ترك گوید یا دینش را براى دنیایش رها سازد.»

31- انتظار فَرَج

أَفْضَلُ الْعِبادَةِ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ إِنْتِظارُ الْفَرَجِ؛

بهترین عبادت بعد از شناخت خداوند، انتظار فَرَج و گشایش است.

32- مِهرورزى با مردم

أَلتَّوَدُّدُ إِلَى النّاسِ نِصْفُ الْعَقْلِ؛

مِهرورزى و دوستى با مردم، نصف عقل است.

33- پرهیز از خشم

مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ عَذابَ یَوْمِ الْقِیمَةِ؛

هر كه خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب روز قیامت را از او باز مى‏دارد.

34- قوی‏ترین مردم

مَنْ أَرادَ أَنْ یَكُونَ أَقْوَى النّاسِ فَلْیَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ؛

هر كه مى‏خواهد قویترین مردم باشد بر خدا توكّل نماید.

35- ترقّى، نه درجا زدن

مَنِ اسْتِوى یَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ، وَ مَنْ كانَ آخِرُ یَوْمَیْهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلْعُونٌ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الزِّیادَةَ فى نَفْسِهِ فَهُوَ فى نُقْصان، وَ مَنْ كانَ إِلَى النُّقْصانِ فَالْمَوْتُ خَیْرٌ لَهُ مِنَ الْحَیاةِ؛

كسى كه دو روزش مساوى باشد، مغبون است، و كسى كه دومین روزش، بدتر از روز اوّلش باشد ملعون است، و كسى كه در خودش افزایش نبیند در نقصان است، و كسى كه در نقصان است مرگ براى او بهتر از زندگى است.

36- خیر رسانى به دیگران

إِنَّ مِنْ أَوْجَبِ حَقِّ أَخیكَ أَنْ لا تَكْتُمَهُ شَیْئًا یَنْفَعُهُ لاَِمْرِ دُنْیاهُ وَ لاَِمْرِ آخِرَتِهِ؛

همانا واجبترین حقّ برادرت بر تو آن است كه چیزى را كه سبب نفع دنیا و آخرت اوست، از او پنهان و پوشیده ندارى.

37- پرهیز از شوخى

إِیّاكَ وَ الْمِزاحَ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ إِیْمانِكَ؛

از شوخى [بى مورد] بپرهیز، زیرا كه شوخى، نور ایمان تو را مى‏برد.

38- پند پدیده‏ها

ما مِنْ شَىْء تَراهُ عَیْناكَ إِلاّ وَ فیهِ مَوْعِظَةٌ؛

چیزى نیست كه چشمانت آن را بنگرد، مگر آن كه در آن پند و اندرزى است.

39- رنج، نادیده، نیكى را نمى‏فهمد

مَنْ لَمْ یَجِدْ لِلاِْسائةِ مَضَضًا لَمْ یَكُنْ عِنْدَهُ لِلاِْحْسانِ مَوْقِعٌ؛

كسى كه مزه رنج و سختى را نچشیده، نیكى و احسان در نزد او جایگاهى ندارد.

40- محاسبه اعمال

لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ یَوْم فَإِنْ عَمِلَ حَسَنـًا اسْتَزادَ اللّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَیِّئًا اسْتَغْفَرَ اللّهَ مِنْهُ وَ تابَ إِلَیْهِ؛

از ما نیست كسى كه هر روز حساب خود را نكند، پس اگر كار نیكى كرده است از خدا زیادى آن را بخواهد، و اگر در آن كار بدى كرده، ازخدا آمرزش طلب نموده و به سوى او توبه نماید.