تبلیغات
ولایت مدار - ماه عزای زاده ی طاها و هل اتی
یکشنبه 2 بهمن 1390  10:03 ق.ظ

ماه صفر رو به پایان است، رحلت جانسوز رسول گرامی اسلام (ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) در بیست و هشتم ماه صفر، و شهادت امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا(ع) در آخرین روز این ماه، جزو ایام اندوه‌بار در این ماه است. از آغاز محرم، تا عاشورا، اربعین و بیست و هشتم صفر، روز رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله سرشک غم باریده‌ایم. لحظه هاى غریبى است ملائک، بر سر و سینه زنان، در اطراف حجره محقر رسول خدا صلى الله علیه و آله طواف مى کنند و به فاطمه که غریبانه در گوشه اى اشک مى ریزد، تسلیت مى گویند. آه از دل مهربان تو اى رحمة للعالمین که در این واپسین نفس ها مدام زیر لب زمزمه مى کنى: امّتى، أمّتى...آری! همیشه نگران «امت» بودى.

کجاست مرهمى شفابخش براى زهرى که در این ثانیه ها رخنه کرده است.مدینه با نخل هاى دل سوخته اش که ریشه در آهِ امروز دارند، مرثیه اى مجسم است. چقدر قشنگ گفته اند که «ماتم ها به اندازه مهربانى آدم ها وسیع مى شوند».اینک نگاه مى کنم به سمت کریمانه ترین نام و گوشه اى از رنج هاى بى کرانه زمین که در «بقیع» جمع شده است.مرواریدهاى کرامت در مدینه رسول، شیفتگى هاى ماندگارى اند که مجتباى خاندان نبوت بر جا گذاشته است.کاش خورشیدِ امروز با این عقربک هاى زهردار ساعت ها بیدار نمى شدند! کاش شبانه ترین حزن براى آوردن جگرخراش ترین صحنه، در نمى زد!

     
ماه صفر رسید و افق رنگ دیگر است

عالم سیاه پوش به سوگ سه سرور است   
 

    
ذرّات غم نشسته به رخسار آفتاب

از داغ آن که بر دو جهان سایه گستر است   
 

    
زمزم هنوز زمزمه دارد به زیر لب

وز سیل اشک و خون جگر چشم او تر ست   
 

    
سنگ حجر ز داغ دل قبله قیرگون

کعبه سیاه پوش عزا، پای تو سر است   
 

    
ماه عزای زاده ی طاها و هل اتی

دوم امام و روشنی چشم حیدر است   
 

    
شد سرخ چهره ی شفق از قطره قطره خون؟

یا پاره پاره ی جگر سبط اکبر است؟   
 

    
ماه شهادت شه دنیا و دین رضا

سلطان ارتضا که نگهبان کشور است   
 

    
زهر جفا چه با دل شمس الشموس کرد

در طوس هم مصیبت عظمای دیگر است   
 

    
ماه سقیفه آمد و افروخت آتشی

که دود آن به چشم بشر تا به محشر است   
 

    
داغ سقیفه معجز شقّ القمر نمود

این معجزه ز شقّ قمر نیز برتر است   
 

    
خود ماه چیست؟ یک کره ی کوچکی زخاک

در پیش کاینات ز یک ذرِّه کمتر است   
 

    
آن جا دو نیمه شد مه و پیوند یافت باز

اعجاز هم ز شخص شخیص پیمبر است   
 

    
اینجا کتاب و عترت، از هم جدا شدند

این ثقل اکبر آمد و آن ثقل اصغر است   
 

    
شد دست مرتضی ز کتاب خدا جدا

این یک کتاب داور و آن دست داور است   
 

    
جز راه او به سوی خداوند راه نیست

یعنی که شهر علم نبی را، علی، در است   
 

    
از پشت در، طنین صدا می رسد به گوش

خاکم به سر که ناله زهرای اطهر است   
 

    
آن هم دری که روح امین اذن می گرفت

و الله جای گفتن الله اکبر است   
 

    
گویند تهمتی است که ما شیعه می زنیم

پس آتش خیام حسین از چه اخگر است؟   
 

    
راه علی پیوی «ریاضی» که آن ولی

خلق خدای را به خداوند رهبر است


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.