تبلیغات
ولایت مدار - دهه فجر گرامی باد
سه شنبه 11 بهمن 1390  02:41 ب.ظ

دهه فجر گرامی باد

روز همان روز است، ماه همان ماه و آسمان همان آسمان، آدم‌ها همان آدم‌ها هستند فقط بعضی‌ها قد كشیده‌اند، موی بعضی‌ها سفید شده، بعضی‌ها هم دیگر نیستند و بعضی هم تازه چشم باز كرده‌اند. آسمان همان آسمان است، رنگش تغییر نكرده فقط شاید به خاطر سردی هوا، كمی ابری باشد، صدای هواپیما همان صداست، امروز هم قلب‌ها تند تند می‌زند، نفس‌ها در سینه حبس شده و صداها می‌لرزد،مثل روزی كه صاحب آن قدم‌های استوار پا بر پلكان آن هواپیمای تاریخی گذاشت. قصه اشك و لبخند همان قصه قدیمی است همان قدر كه آدم‌ها شور دیدار داشتند و او آرامش الهی، همان قدر كه آدم‌ها برایش اشك شوق ریختند او برایشان خون دل خورده بود و همان قدر كه آدم‌ها مسیر حركتش را گلباران كردند او برای مسیر زندگیشان "گل آزادی" آورده بود.جایگاه همان جایگاه است، با اینكه امروز جای او خالی است، طنین بانگ آزاد مردی‌اش هنوز گوش تاریخ را می‌نوازد، وقتی گفت: "من دولت تعیین می‌كنم" با ضربت انگشتش همه دولت‌هایی كه می‌خواستند او و مردمش نباشند را سر جای خود نشاند. مردم همان مردمند، هنوز هم مثل آن روزها وقتی او را می‌بینند محو كلام و چهره نورانیش می‌شوند و مثل آن روز كه در حمایت از كلامش "الله اكبر" را متولد كردند تا نامش را می‌شنوند برایش صلوات می‌فرستند.مردم همان مردمند، مثل او كه بعد از ۱۵سال دوری از وطن اولین كلامش با پدران، مادران، همسران و فرزندان كسانی بود كه برای وطن خون داده و شهید شدند مردم هم به تبعیت از او هر سال در این روزاول از همه به یاد كسانی می‌افتند كه جایی آرام گرفته‌اند كه بالای سرشان پرچم وطن تاب می‌خورد.مردم همان مردمند، حتی آنها كه آن روزها نبودند امروز پای صحنه‌های انقلابش می‌نشینند و با شور و شوق راهپیمایی هم سن و سال‌های آن موقع خود را كه فریاد می‌زدند "مرگ بر شاه" تماشا و زیر لب سرود " خمینی‌ای امام" را زمزمه می‌كنند.خدا همان خداست، وعده‌هایش تغییر نمی‌كند حتی اگر بیش از هزار سال پیش وعده داده باشد، وقتی گفته "جاء الحق" حتما "زهق الباطل" را دیده، چون "ان الباطل" همیشه "كان زهوقا" است، وقتی گفته " اذا جاء نصرالله والفتح" حتما "والفجر و لیال عشر" را پیش‌بینی كرده است.آن مرد تاریخی دیگر نیست، ولی خدایش و وعده‌هایش هنوز است هنوز هر سال خدا در بهمن ماه به عهدش وفا می‌كند و هنوز مردم بهمن هر سال یاد آن مردی هستند كه از آسمان آمد

ورود امام به ایران

غریو الله اکبر فضای شهر را پر کرده بود؛ هیچ‌کس یارای مقابله با این عظمت را نداشت. مردم در تب و تاب ورود رهبرشان بودند؛ بالاخره ساعت 9:33 دقیقه هواپیمای حامل خمینی کبیر در مهر‌آباد به زمین نشست و فصلی جدید در تاریخ ایران آغاز شد. با گسترش قیام مردم در سال 1357 و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان تنها امید رژیم پهلوی، به عنوان نخست وزیر معرفی و باقی مانده بود. این ایام مصادف با اربعین امام حسین(ع) و گسترش راهپیمایی‌ها و اعتراضات مردمی بود. امام( قدس سره) طی پیامی، نکات تازه ای را برای هوشیاری مردم یادآور می شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمایی ها ادامه می یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونی لرزه بر اندام آخرین بقایای طاغوت می اندازد. انسان های بپا خاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی هستند و با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، خط مشی آینده را ترسیم می نمایند. به دنبال  این مساله، امام (ره) در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت آمریکا و به عنوان یک چهره ی ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. مخالفت خود را با بازگشت امام اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را می دهد. در پی انتشار این دستور مردم خشمگین، به خیابان ها ریخته  و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند. امام (ره) در روز پنج شنبه پنجم بهمن که از بازگشت ایشان به ایران جلوگیری شد، ضمن مصاحبه ای فرمود: "من از ایرانیانی که با من همراهی کرده اند متشکرم. من می خواستم فردا را در میان ملت باشم و هر رنجی که آنها می برند من هم با آنها باشم. لکن دولت خائن از این امر مانع شده و همه ی فرودگاه های ایران را بست. من پس از باز شدن فرودگاه‌ها، بلافاصله به ایران خواهم رفت  به او خواهم فهماند که شما غاصب هستید و خائن به ملت ما، و ملت ما دیگر تحمل شما نوکرهای خارجی را نخواهد کرد. باری اینها باید بدانند که وقت آن که قلدری بکنند گذشت. فریاد الله اکبر به آسمان بلند شد... این فریاد میلیون ها مردمی بود که حق خود می دانستند که حکومت را خود برگزینند و اینک در مقام آن بودند تا با انقلاب قدرت سیاسی را به دست گیرند من ملت ایران را به ادامه ی نضهت دعوت می کنم تا این قلدرها را بر جای خودشان بنشانند، لکن آرامش را از دست ندهند. من از همه ی ملت ایران تشکر می کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم که به ملت برگردانم. خداوند همه ی شما را توفیق بدهد، ملت ایران باید بداند که این شخص که متکفل حکومت شده است، به ایل خودش خیانت می کند. آن ایلی که پشتوانه ی ایران بودند و رضاشاه آنها را از پای در آورد. این شخص به ایل خودش، به ملت خودش خیانت می کند. باید ایل بختیاری بداند که این اشخاص را که به آنها خیانت می کنند از جلو راه ملت بردارند. باید ارتش بداند که اینها خیانتکارند و به آنها کمک نکنند. باید همه ی ایران بدانند که توطئه ای در کار است. از این توطئه باید جلوگیری شود. این آخرین قدمی است که این خائنین بر می دارند و ما ان شاء الله این قدم را هم می شکنیم و پیش شما می آییم و آنها را به جای خودشان خواهیم نشاند." در همین ایام بختیار مدعی می شود که به امام( قدس سره) نزدیک شده و قرار ملاقات با ایشان دارد. امام بلافاصله ادعای وی را تکذیب و عموم را از فریبکاری های او بر حذر داشتند. در همین زمان رییس شورای سلطنت در پاریس ضمن استعفا اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است. بازماندگان رژیم، بازگشت امام (ره) را به مصلحت خود نمی دانستند، و مسأله مراجعت رهبر در رأس همه مسایل قرار گرفت و اولین خواست اجتماعات و تظاهرات عظیم گردید. مسجد دانشگاه تهران به مرکز ثقل این تقاضا تبدیل شد. تحصن علما و روحانیون و مدرسین حوزه ها در دانشگاه تهران مبارزه را شدیدتر کرد. سرانجام این تحصن و دیگر حوادث روزهای بعد، دولت غیر قانونی بختیار را مجبور به گشودن فرودگاه‌ها کرد.  برای مردم آمدن امام قدس سره پیروزی بزرگی بود و برای تشکیل حکومت اسلامی حضور ایشان را الزامی می دانستند. قبلاً دولت بختیار سعی داشت این بازگشت را با تأخیر مواجه کند تا بختیار فرصت پیدا کند و بر اوضاع مسلط گردد و به همین علت امام می خواست هر چه زودتر در تهران باشد. کارکنان اعتصابی رادیو تلویزیون اعلام کردند برای ضبط و پخش مستقیم مراسم آماده اند. فرودگاه مهرآباد آماده ی استقبال از پرواز انقلاب بود. امام در بهشت زهرا و در جایی که هزاران شهید خفته بودند به فریاد آمد و فرمود: "من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم." سرانجام روزنامه های عصر 11 بهمن خبر دادند امام فردا در تهران است. اما قطعی نبود. از دیگر شهرها هم هزاران نفر به تهران آمده بودند. روز بعد به ناگاه بلندگوها خبر دادند هواپیمای ایرفرانس حامل امام (ره) به تهران نزدیک می شود. فرستنده تلویزیون آماده پخش مستقیم مراسم استقبال بود و لحظه ورود ایشان را به معرض نمایش گذاشت. که ناگهان با اشغال تلویزیون توسط گارد برنامه سیما قطع و سرود شاهنشاهی پخش شد که این امر خشم عمومی را برانگیخت. امام قدس سره در فرازهایی از اولین سخنرانی خود در فرودگاه مهرآباد با تشکر از ملت ایران گفت: "ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه بوده است. وحدت کلمه مسلمین، همه، وحدت کلمه اقلیت های مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه ی علمی، وحدت طبقه روحانی و جناح سیاسی. باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمزی پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم و خدای نخواسته شیاطین بین صفوف شما تفرقه نیندازند. من از همه شما تشکر می کنم و از خدای تبارک و تعالی سلامت و عزت همه شما را طالب و از خدای تبارک و تعالی قطع دست اجانب و ایادی وابسته به آنها را خواهان هستم."امام پس از سخنرانی، از فرودگاه مستقیماً به بهشت زهرا رفتند. دریایی از انسان ها همه جا موج می زد و اتومبیل با کندی می توانست حرکت کند. ساعت ها طول کشید تا این فاصله 33 کیلومتر طی شد. اتومبیل حامی امام را ده‌ها موتور سوار حفاظت می کرد. بر سقف آن جوانان عضو کمیته استقبال قرار داشتند و از مردم درخواست می کردند که راه را باز نمایند. صدها خبرنگار و عکاس در جلو، با اتومبیل های دیگر عکس می گرفتند تا هر چه زودتر این حادثه تاریخی را مخابره نمایند. جمیعت استقبال کننده در طول 33 کیلومتر از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را بین 4 تا 8 میلیون نفر یعنی، بیش از جمعیت آن زمان تهران تخمین زدند. ده ها هزار نفر از شهرهای مختلف کشور به تهران آمده بودند تا از تهرانی ها در این استقبال عقب نمانند. ورود اتومبیل حامل امام به بهشت زهرا امکان پذیر نبود لذا از هلیکوپتر استفاده شد. امام در بهشت زهرا و در جایی که هزاران شهید خفته بودند به فریاد آمد و فرمود: "من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم." فریاد الله اکبر به آسمان بلند شد... این فریاد میلیون ها مردمی بود که حق خود می دانستند که حکومت را خود برگزینند و اینک در مقام آن بودند تا با انقلاب قدرت سیاسی را به دست گیرند. ایشان در این سخنرانی، که یکی از پرجمیعت ترین اجتماعات تاریخ بود، غیرقانونی بودن رژیم سلطنت پهلوی را با استدلال مطرح کردند و مصایبی که مستقیماً ناشی از رژیم طاغوتی است بر شمردند و خطوط آینده انقلاب را ترسیم کردند.

 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.