تبلیغات
ولایت مدار - الگوى صابران
جمعه 17 آذر 1391  11:58 ق.ظ

زینب كبرى (سلام الله علیها) الگوى صابران

او فرزند على علیه السلام‏ و فاطمه علیها السلام است[1] و مقامى بس والا دارد. القابى همچون «عقیله بنى هاشم‏» ، «عارفه‏» ، «عالمه‏» ، «كامله‏» و «عابده‏» نشانگر شخصیت الهى این بانوى بزرگ است.

او از جدش رسول خدا صلى الله علیه و آله پدرش امیرالمؤمنین علیه السلام و مادرش فاطمه زهرا علیها السلام حدیث روایت كرده و بانویى است داراى قوت قلب، فصاحت زبان، شجاعت و...
زینب كبرى علیها السلام همواره مورد احترام امام حسین علیه السلام بود و از آغاز تا انجام قیام عاشورا همراه آن حضرت مسؤولیت‏سرپرستى اهل‏بیت علیهم السلام، بانوان و كودكان را به عهده داشت و در كنار امام سجاد علیه السلام پرچم پیام‏رسانى خون شهدا را در دست داشت.
این بانوى بزرگ هم دختر شهید، هم خواهر شهید، هم مادر شهید و هم عمه شهید است. دو فرزند او به نام محمد و عون نیز همراه او در كاراون امام علیه السلام بودند و روز عاشورا به شهادت رسیدند.
صابره كربلا محرم اسرار امامت‏بود و از حوادث آینده خبر داشت. در یكى از منازل بین راه به نام «خزیمیه‏» به امام حسین علیه السلام خبر داد كه هاتفى به او از سرنوشت كاروان، شهادت یاران و مصیبت‏هاى آینده خبر داده است. امام در جواب او فرمود: «یا اختاه! كل الذى قضى فهو كائن;[2]
اى خواهر! هر آنچه كه خدا مقدر كرده، محقق خواهد شد.»
امام سجاد علیه السلام نقل مى‏كند: «شب عاشورا شنیدم پدرم در حالى كه شمشیر خود را آماده مى‏كرد، اشعارى در بى‏وفایى دنیا زمزمه و تكرار مى‏كرد. وقتى متوجه منظور ایشان شدم، بغض گلویم را گرفت اما عمه‏ام زینب علیها السلام طاقت نیاورد و با نگرانى فرمود: «واثكلاه! لیت الموت اعدمنى الحیاة، الیوم ماتت امى فاطمه وابى على و اخى الحسن;
واى از این مصیبت‏سنگین! كاش، چنگال مرگ پرنده زندگیم را نابود مى‏كرد. امروز دوباره مرگ مادر، پدر و برادرم تكرار شد.» امام حسین علیه السلام او را دلدارى داد و به صبر سفارش كرد و همه اهل‏بیت علیهم السلام از این صحنه گریستند. امام خطاب به آنان فرمود:
«یا اختاه! یا ام كلثوم! یا فاطمة! یا رباب! انظرن اذا قتلت فلا تشققن على جیبا ولا تغمشن وجها ولا تقلن هجرا; [3]
اى خواهر! اى ام‏كلثوم! اى فاطمه! اى رباب! متوجه باشید كه وقتى من كشته شدم، گریبان ندرید و صورت نخراشید و سخن بیهوده مگویید.»
نافع بن هلال مى‏گوید:
وقتى امام حسین علیه السلام به خیمه زینب كبرى علیها السلام وارد شد، شنیدم آن بانوى سترگ از حضرت، وضعیت روحى یاران را پرسید كه آیا از ثبات و پایدارى آنان اطمینان دارد؟
امام علیه السلام در پاسخ فرمود:
«والله لقد بلوتهم فما وجدت فیهم الاشوس الاقعس یستانسون بالمنیة دونى استیناس الطفل الى محالب امه; [4]
سوگند به خدا آنان را آزمودم، در میان آنان احدى را نیافتم، مگر شجاعانى استوار كه اشتیاق آنان به مرگ در ركاب من همچون انس كودك به سینه مادر است.»
دردناك‏ترین صحنه براى بانوان، به ویژه زینب كبرى علیها السلام لحظه وداع امام علیه السلام با اهل خیام بود كه باز همگى از طرف امام علیه السلام مامور به صبر شدند.
هنگامى كه «ذوالجناح‏» خبر شهادت سیدالشهداء علیه السلام را به خیمه‏گاه آورد اهل حرم به سوى قتلگاه روانه شدند. زینب كبرى علیها السلام با دیدن صحنه گودال فریاد زد:
وامحمدا! واعلیا! هذا حسین بالعراء صریع بكربلا لیت السماء اطبقت على الارض ولیت الجبال تدكدكت على السهل
با این جملات در حالى كه امام در حال جان دادن بود خود را به پیكر برادر نزدیك كرد و عمر سعد با گروهى خود را به گودال قتلگاه نزدیك مى‏كردند.
«عقیله بنى‏هاشم‏» فریاد كشید:
«واى بر شما. آیا مسلمانى بین شما نیست؟»
اما كسى پاسخ او را نداد و عمر سعد به سپاهیان خود دستور داد كار حسین علیه السلام را تمام كنند.
بانویى كه شهادت دو فرزند، برادران و برادرزادگان و خویشان را به چشم خود دیده است، تازه رسالت‏سنگینى را به دوش خود احساس مى‏كند. او باید برخیزد و بیرق شهدا را تا پایان راه با صبر و پایدارى در دست گیرد.
شام غریبان، حركت از قتلگاه و حوادث مسیر اسارت هر كدام به تنهایى براى زمین‏گیر شدن قوى‏ترین مردان كفایت مى‏كرد اما زینب علیها السلام بزرگ‏تر و استوارتر از آن بود كه با سیل سهمگین طوفان‏هاى بلا بر خود بلرزد.
زینب كبرى علیها السلام بااین كه دلخراش‏ترین صحنه‏ها را دید اما در هر فرصتى پیام عاشوراییان را با اقتدار و صلابت‏به گوش همگان مى‏رساند. در مجلس یزید كه همه چیز براى تحریف خون كربلاییان فراهم شده بود خطبه آتشین[5] او ورق را برگرداند و جو تبلیغاتى مسموم شامیان را چنان متحول ساخت كه دشمن از نگهدارى اسراى سرافراز در آن دیار احساس خطر مى‏كند. او فاطمه‏اى بود در شام و زبان گویاى على علیه السلام بود در كوفه. او به حق، زینب بود، زینت پدر...
ما یار قدیم مشكلات و رنجیم
در سنگر صبر و در میان گنجیم
در حادثه‏هاى تلخ حال خود را
با صابره كرببلا مى‏سنجیم [6]


________________________________________
[1]. پایگاه حوزه، مجلات، مبلغان شماره 16، كربلا و الگوهاى رفتارى 2 (الگوهاى مثبت)
[2].مقرم، مقتل الحسین علیه السلام، ص 176.
[3].همان، ص 218.
[4].همان، ص 219.
[5].همان، ص 357.
[6].نگارنده (حجت الله بیات)


  • آخرین ویرایش:شنبه 28 بهمن 1391
نظرات()   
   
هنگامه
جمعه 17 آذر 1391 12:08 ب.ظ
من یکی از طرفدارهای وبلاگ شما هستم. خیلی مطالبت عالیه

پیشنهاد می کنم حتما وبلاگت را تو این صفحه معرفی کنی. خیلی تو افزایش بازدیدت تاثیر داره و اینطوری هم لینک شما هم تو سایت ما قرار می گیره

کاملا هم رایگانه
باز هم از مطالبت ممنونم
با تبادل لینک می تونیم دوباره به هم سر بزنیم!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر