دوشنبه 15 اسفند 1390  02:07 ب.ظ

          شعر عظمت زینب (س)


این هم از لطف و عنایات خدای زینب است
چشم ما آماده گریه برای زینب است

این که می سوزی،هر نوکری که می گوید حسین
بر خود آقا قسم،سوز صذای زینب است

گر چه می دانیم ما صاحب عزا زهرا بود
مزد ما سینه زنان تنها بپای زینب است
هر که می گوید حسین،زینب دعایش می کند
خیر دنیا و قیامت در دعای زینب است
گر خدا شد خونبهای حضرت ذبح عظیم
حضرت ارباب ما خود خونبهای زینب است
هر که گردد زینبی،اول حسینی می شود
هر کس باشد حسینی مبتلای زینب است
بین هیئت گر صفای کربلا حس می کنی
بر همان شش گوشه سوگند از صفای زینب است
آن مکانی که به تَل زینبیه شهره است
کعبه اهل سماوات و کنای زینب است
هر که در عمرش فقط یک بار گوید یا حسین
مورد لطف و عنایات خدای زینب است

منبع : کتاب سوگنامه حسینی (3) انتشارات فجر آفرین


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 15 اسفند 1390
نظرات()   
   
دوشنبه 15 اسفند 1390  01:57 ب.ظ

  عبدالله ابن جعفر

در دوران غربت اسلام، زمانی که عده­ای از مسلمانان مجبور به مهاجرت به حبشه شدند، حضرت جعفر بن ابیطالب (ع) سرپرستی آنان را به عهده داشت. در آن جا و در حضور پادشاه حبشه، چنان بر حقانیت اسلام و رسول خدا (ص) استدلال کرد که فرستادگان مشرکین به دربار حبشه، برای بازگرداندن مسلمانان که یکی از آن ها عمروعاص بود   سرافکنده شدند و بازگشتند.

در آن سرزمین، خداوند پسری به جعفر داد که نام او را   ”عبدالله“ گذاشت. پس از مهاجرت پیغمبر (ص) از مکه به مدینه، مسلمانانی که به حبشه رفته بودند نیز به همراه جعفر بن ابیطالب، به مدینه آمدند.

وقتی جنگ موته تدارک دیده شد، جعفر بن ابیطالب از طرف رسول الله (ص) سرداری سپاه را عهده دار شد و در نبردی نمایان، ابتدا دست راست و پس از آن دست چپ او قطع شد،  ولی او با شهامت و شجاعت، بیرق اسلام را در بین بازوان خونفشان خود گرفت. تا آن که سردار دیگری، پرچم را به دست گرفت و جعفر به خاک افتاد و در جنّة الاعلی، طیّار شد.

پیامبر خدا (ص) فرزندان خردسال جعفر را که مادر مکرّمه شان اسماء بنت عمیس بود - بسیار عزیز می داشت و همواره آنان را مورد توجه قرار می داد.

عبدالله بن جعفر نه تنها عزیز پیامبر، که نزد عموی خود حضرت علی بن ابیطالب (ع) نیز بسیار عزیز و مکرّم بود.

برای همین بود که وقتی به خواستگاری حضرت زینب کبری (س) آمد، امیرالمومنین درخواست او را اجابت کرد. حاصل این وصلت، دو فرزند پسر، به نام های عون و محمد بود.

 

 

حضور در کربلا

زمانی که کاروان کربلا، از مدینه حرکت کرد و در مکه فرود آمد،  عبدالله جعفر و  فرزندانش همراه این کاروان نبودند.

چون حضرت مسلم بن عقیل (ع) با نامه حضرت حسین (ع) ماموریت کوفه یافت، ابتدا به مدینه آمد و در این موقع بود که عبدالله ابن جعفر فهمید که حضرت حسین (ع) برای سفر به عراق مصمم است. بر این اساس، با توجه به شناختی که از بنی­امیّه داشت، نامه ای خطاب به آن حضرت نوشت و آن نامه را به همراه فرزندانش عون و محمد به مکه فرستاد.

او در نامه نوشته بود:

” در رفتن به عراق عجله مکن، از آن می­ترسم که  اگر توکشته شوی، نور زمین خاموش شود. تو روح هدایت و امید و امیر مومنان هستی“

پاسخ روشن بود و حضرت اباعبدالله (ع) در این طریق مصمم. پس برای آن که عبدالله را از اصرار خود، مبنی بر ممانعت از سفر باز دارد، او را از رویای صادقه خویش، با خبر فرمود :

انّی قد رأیت جدّی رسول الله (ص) فی منامی فأخبرنی باَمرٍ،  انا ماضٍّ له

همانا من جدّم رسول­الله را در خواب دیدم که مرا  به این امر آگاه کرد که من به انجام آن اصرار دارم.

در این موقع بود که عبدالله جعفر، به پسران خود وصیت کرد تا همراه آن حضرت بروند و در رکاب او بجنگند.

 

 

 

عاشورا

در روز عاشورا، وقتی نوبت به جوانان هاشمی رسید. فرزندان زینب کبری (س) نیز خود را آماده قتال کردند.

حضرت زینب (س) در این موقع که فرزندان دلبند خود را راهی قتال با دشمنان دین و قرآن می­کرد، حالتی دگرگون داشت. او عقیلة بنی­هاشم است. او نائبة­الامام است. اصلاً او شریک کربلای حسین (ع) است. نه بدین جهت که بنابر نقل، فرزندان خود را با دست خود کفن­پوش و فدیة راه حسین (ع) کرده­، که از لحظه­ای که از دامن زهرای مرضیه (س) پای به عرصه وجود گذاشته، دیده به دیدار حسین (ع) باز کرده­است. برای همین است که اهل دل، آفرینش او را برای کربلا معنا کرده­اند.

مگر نه آنکه در زمان حضور در کوفه، در مجلس تفسیر قرآن، وقتی آیه شریفة ”کهیعص را برای زنان کوفی تفسیر می­کرد، امیرالمؤمنین (ع) به او فرمود:

این عبارت ”کهیعص“ رمزی در مصیبت وارده بر شماست و کربلا را برای آن مخدّره ترسیم کرد.

بسیاری می­گویند: زینب کبری (س)، دو فرزند خود را مهیای نبرد کرد و به آنها تعلیم داد که اگر با امتناع آن حضرت مواجه شدید - کما اینکه آن مظلوم حتی غلام سیاه را از قتال بر حذر می­داشت - دائی خود را به مادرش فاطمه (س) قسم دهید تا اجازه میدان رفتن بگیرید.

پس از این مراحل ابتدا محمد بن عبدالله بن جعفر  به میدان آمد و این رجز را سر داد:

اشکوا إلی اللهِ منََ العدوانِ                 قِتل قومٍ فی الوری عمیانِ

قَد ترکوا معالِمَ القُرآنِ                      و مُحکمَ التَنزیلِ و التِّبیانِ

   وَ اَظهروا الکُفرَ مَعَ الطُّغیانِ

” به خداوند شکایت می­کنم از دشمنی دشمنان، قوم ستمگری که کورکورانه به جنگ با ما برخاسته اند . نشانه های قرآنی را  که محکم و مبیّن و آشکار کننده کفر و طغیان است راترک کردند“

و پس از نبردی نمایان، به شهادت رسید.  

پس از او، برادرش عون بن عبدالله جعفر راهی نبرد شد و خود را اینگونه معرفی کرد:

اِن تُنکرونی فَانا بنُ جعفرٍ            شهیدُ صِدقٍ فی الجنانِ الازهر

یطیرُ فیها بجناحٍ اَخضرٍ             کَفی بِهذا شَرَفاً فی المحشرِ

اگر مرا نمی­شناسید من فرزند جعفر هستم که از سر صدق به شهادت رسید و در بهشت نورانی با بال­های سبز پرواز می کند. برای من از حیث شرافت در محشر همین کافی است.“

و او نیز، فدایی راه حضرت حسین (ع) شد.  

 

 

 

بارگاه

شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (ع) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (ع) به نام عون می­باشد.

 


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 24 اسفند 1390
نظرات()   
   
دوشنبه 15 اسفند 1390  09:08 ق.ظ

امام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!
۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)

۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه ۴۴) … پناه نمی برد.
زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)
۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()