شنبه 26 فروردین 1391  12:02 ب.ظ

این روزها میان در و دیوار

بین کوچه پس کوچه های مدینه

طنین نامت سایه سار اشک های مادر است

کوچه ، چادر ، سیلی

آتش ، مادر ، نیلی

من سکوت می کنم

واژه ها حرف می زنند


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 26 فروردین 1391  11:56 ق.ظ


آفریده شدی تا زینت پدر باشی

تکیه گاه اباالفضل

و پناه حسین



  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 9 فروردین 1391  09:24 ق.ظ

نسیم پرده ی گهواره را تکان می داد

برای عرض ارادت, خودی نشان می داد

ستاره های درخشان خوشه ی پروین

کنار پنجره مبهوت کودکی شیرین

شمیم  قدسی  او  در  مدینه  پیچیده

بهار آمده,  بلبل به غنچه خندیده

چکاوکان به در باغ ریسه می بندند

شکوفه ها همه دیوانه وار می خند ند

نشانه های ظهور مسیح ظاهر شد

مدینه مرکز ثقل خیال شاعر شد

نسیم گرد سر نو رسیده دف می زد

بنفشه داخل گلدان مدام کف می زد

صدای خواندن پروانه ها چه زیبا بود

تبسم لب شیر خدا چه زیبا بود

ز نور طلعت رویش ستاره حیران شد

و ماه با عجله پشت ابر پنهان شد

ستاره گفت به خورشید:- بی خبر ساده -

خدا به فاطمه خورشید دیگری داده

زمان سیطره وسلطه گشته طی خورشید

شکسته حرمت پوشالی تو ای خورشید

حریر جذبه ی چشمان او اهورایی ست

طلوع خنده ی زینب عجب تماشایی ست

بساط  فخر فروشی ز آسمان بر چین

بیا زمین به تماشای دخترک بنشین

بیا ببین که ندیدی کسی به این پاکی

شدند خادمه اش, حوریان افلاکی

نگاه حیرت خورشید تا بر او افتاد

اسیر بند جنون گشت و نعره ها سر داد

هوار می زد و می گفت:وه چه نوری داشت!

شبیه مادر خود چهره ی صبوری داشت

بدون شبه وشک از قبیله ی نور است

میان هاله ی انوار خویش مستور است

وقار و نور جبینش به مصطفی رفته

ولی غرور نگاهش به مرتضی رفته

چه کودکیست! که خود اشهدین می گوید

و گاه خنده کنان یا حسین می گوید

چه کودکیست! که گوید ثنای رب جلی

دو چشم او شده خیره به ذوالفقار علی

وحید قاسمی



  • آخرین ویرایش:جمعه 25 فروردین 1391
نظرات()   
   
چهارشنبه 9 فروردین 1391  09:21 ق.ظ


فرخنده میلاد با سعادت عقیله بنی هاشم ، حضرت زینب کبری (س) بر همه زینبی مسلکان وعاشقان ودوستداران حضرت تبریک وتهنیت باد .



  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 9 فروردین 1391  09:19 ق.ظ

گوهر رخشان ایمان زینب(ع) است



اختر تابان عرفان زینب(ع) است

    


قطر‌ه‌ای کوثر ز آب رحمتش



بردباری شرمگین از همتّش

   


کیست زینب محرم بزم حضور



روی او تفسیری از «الله نور1»

   


چون به ‌‌دنیا آمد آن فرخنده زن



شد به گیتی نور حق پرتو فکن

   


خانه زاد وحی حق تارخ گشود



   آبروی آفرینش را فزود

   


زینب آن پرورده دامان عشق



نام او سر لوحه دیوان عشق

   


جان او از عشق حق افروخته



وز شرار عشق، جانش سوخته

   


عقل گشته مات از ایثار او



عشق سرگردان شده در کار او

   


مرد و زن خدمتگزار درگهش



توتیای چشم جان، خاک رهش

   


زینب آن دردانه آل رسول



دختر والای زهرای بتول

   


بود از آغاز همگام حسین



نقش بر لوح دلش نام حسین

   


بسته پیمان با خدا روز الست



تا به راهش بگذرد از هر چه هست

   


صبر را بخشیده معنایی شگرف



  وصف صبر او برون از حدّ حرف

   


از قیام روز عاشورا حسین



کرد دین را زنده در دنیا حسین

   


شد قیام او به عالم بی قرین



بود چون زینب در آن نقش آفرین

   


گر نبودی نقش او در این قیام



بود این نهضت قیامی ناتمام

   


کیست زینب آن که در کرب ‌بلا



شد خجل از صبر او کرب وبلا


گوهر رخشان ایمان زینب(ع) است



اختر تابان عرفان زینب(ع) است

   


قطر‌ه‌ای کوثر ز آب رحمتش



بردباری شرمگین از همتّش

   


کیست زینب محرم بزم حضور



روی او تفسیری از «الله نور1»

   


چون به ‌‌دنیا آمد آن فرخنده زن



شد به گیتی نور حق پرتو فکن

   


خانه زاد وحی حق تارخ گشود



   آبروی آفرینش را فزود

   


زینب آن پرورده دامان عشق



نام او سر لوحه دیوان عشق

   


جان او از عشق حق افروخته



وز شرار عشق، جانش سوخته

   


عقل گشته مات از ایثار او



عشق سرگردان شده در کار او

   


مرد و زن خدمتگزار درگهش



توتیای چشم جان، خاک رهش

   


زینب آن دردانه آل رسول



دختر والای زهرای بتول

   


بود از آغاز همگام حسین



نقش بر لوح دلش نام حسین

   


بسته پیمان با خدا روز الست



تا به راهش بگذرد از هر چه هست

   


صبر را بخشیده معنایی شگرف



  وصف صبر او برون از حدّ حرف

   


از قیام روز عاشورا حسین



کرد دین را زنده در دنیا حسین

   


شد قیام او به عالم بی قرین



بود چون زینب در آن نقش آفرین

   


گر نبودی نقش او در این قیام



بود این نهضت قیامی ناتمام

   


کیست زینب آن که در کرب ‌بلا
   


رنج پیش او سپر انداخته



درد و محنت رنگ پیشش باخته

   


روز عاشورا به او چشم امید



دوختند از پیرو برنا هر شهید

   


جسم فرزندان او بر روی خاک



اوفتاده قطعه قطعه، چاک چاک

   


او حسینی بود و پروایی نداشت



جز خدا در خاطرش جایی نداشت

   


از برادر لحظه‌ای غافل نبود



هیچ مشکل پیش او مشکل نبود

   


شعله‌ها از عشق عالم سوز داشت



آتشی در جان، جهان افروز داشت

   


در حریم قدس، محرم زینب است



معنی عشق مجسّم زینب است

   


آفرین بر صبر طاقت سوز او



و آن تجلّی‌های جان افروز او

   


داشت بار این رسالت چون به دوش



بیشتر از پیشتر شد سخت کوش

   


با اسیران صبحدم تا شام رفت



گاه در کوفه گهی در شام رفت

   


داشت در راه سفر آن پاک جان



از سر پاک شهیدان سایبان

   


چون به شهر شام زینب گام زد



آتشی از خطبه‌اش در شام زد

   


غنچه لب چون که زینب باز کرد



در فصاحت چون علی(ع) اعجاز کرد

   


از بیان گرم آن شیرین سخن



شد چو شب در شام، روز اهرمن

   


جاودان ساز مُحرّم با پیام



زینب است آری الی یوم القیام3

   


یا رب از عشقش دل ما زنده کن



همچو خورشید فلک تابنده کن

   




"غلامرضا قدسی"


 

 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 9 فروردین 1391  09:17 ق.ظ

زینب طلوع بود ولی ابتدا نداشت



زینب غروب بود ولی انتها نداشت



زینب رسول بود ولی مصطفی نشد



شهر نزول بود اگر چه حرا نداشت



زینب اگر نبود کسی فاطمی نبود



زینب اگر نبود کسی مرتضی نداشت



زینب اگر نبود حسینی نمی شدیم



زینب اگر نبود زمین کربلا نداشت



زینب هر آنچه گفت تماماً حسین بود



اصلا به غیر نام حسین اعتنا نداشت



زینب اگر نبود مسلمان نداشتیم



باور کنید ذکر حسین جان نداشتیم



  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 8 فروردین 1391  01:00 ب.ظ

در مورد ولادت حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ مورخان اقوال گوناگونی را ذكر كرده اند.
دو قول مشهور در مورد ولادت ایشان: 1. پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجری.[1] 2. و برخی نیز سال 6 هـ را سال ولادت ایشان می دانند.[2]
البته اقوال دیگری نیز ذكر شده است. مادر بزرگوارش حضرت «فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ» و پدرش امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ می باشد. این بانوی بزرگوار در شهر «مدینه» تولد یافت. مدت زندگی ایشان با مادرش حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ حدود پنج یا شش سال بوده است. «زندگی حضرت زینب با مادر در سوم جمادی الثانی سال 11 هـ به پایان رسید».[3] شوهرِ «زینب» «عبدالله بن جعفر» پسر عموی بزرگوارش می باشد. «او یكی از شخصیتهای مشهور اسلام و از سخاوتمندان به نام و معروف می باشد».[4]
حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ دارای القاب و كنیه های زیادی است. «یكی از القاب آن حضرت كه در روایات آمده، «عقیله» یا «عقیله بنی هاشم» است كه به معنای زن ارجمند و گرامی در فامیل خود، می باشد.»[5] از دیگر القاب آن حضرت می توان «صدیقه صغری» «عارفه» «عالمه» «فاضله» «كامله» و «عابده آل علی»[6] را نام برد.
 
حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ تا زمانی كه امیر المؤمنین در مدینه بود با شوهرش عبدالله بن جعفر در مدینه زندگی كردند و زمانی كه امیر المؤمنین پایتخت حكومت اسلامی را به كوفه منتقل كردند به كوفه نقل مكان كردند. «حضرت زینب در كوفه به ارشاد و تعلیم زنان كوفه اشتغال داشت».[7] حضرت علی ـ علیه السلام ـ در سال 40 هجری در كوفه به شهادت رسید. بنابراین سن حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ در این زمان تقریبا 35 سال بود. حدود 10 سال هم بعد از شهادت پدر بزرگوارش با برادرش امام حسن ـ علیه السلام ـ زیست نمود. «امام حسن ـ علیه السلام ـ» در سال 50 هجری به شهادت رسید.[8]

بعد از شهادت امام حسن ـ علیه السلام ـ 10 سال نیز با برادر دیگرش یعنی امام حسین ـ علیه السلام ـ زندگی كرد. حضور ده ساله زینب ـ سلام الله علیها ـ در صحنه زندگی برادرش حسین ـ علیه السلام ـ پر حادثه ترین و رنج آورترین دوران زندگی ایشان است. حضرت زینب در طول زندگی با مصائب زیادی روبرو شد. اما حضور ایشان در كربلا و دیدن آن صحنه های دلخراش و از دست دادن برادران و فرزندان و فرزندان برادر از همة مصیبات دردآورتر و ناگوارتر بود. چرا كه در یك روز همة عزیزانش خصوصاً برادرش امام حسین ـ علیه السلام ـ را از دست داد. هنگام مصیبت جانگداز كربلا سن حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ 55 ساله بود. این بانوی بزرگوار «در شب یك شنبه چهاردهم ماه رجب سال 62 هجری درگذشت.»[9] هر چند اقوال دیگری نیز در مورد ماه وفات ایشان وجود دارد. اما قول مشهور همان 14 ماه رجب سال 62 هجری است.
 
سید هاشم رسولی محلاتی می نویسد: «مشهور آن است كه وفات آن بانوی معظمه در شب یك شنبه چهاردهم ماه رجب سال 62 هجری اتفاق افتاد. یعنی حدود یك سال و نیم بعد از واقعه عاشورا».[10] اختلافی كه در وفات آن حضرت وجود دارد در ماه وفات آن حضرت است و گرنه همة مورخان اتفاق دارند كه سال وفات ایشان همان سال 62 هجری است. بنابراین این بانوی شریف تقریبا یك سال و نیم بعد از واقعه عاشورا رحلت فرمود.

فضائل آن حضرت به طور خلاصه
1.
صبر آن حضرت:
«
شهید مطهری» در این رابطه می نویسد: «در حماسه حسینی آن كسی كه بیش از همه درس تحمل و بردباری را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید خواهر بزرگوارش زینب ـ سلام الله علیها ـ بود».[11] و در ناسخ التواریخ آمده است: «محققاً از آغاز خلقت تاكنون از هیچ زنی از زنهای انبیاء و اولیاء با این حلم و بردباری پدید نیامده است».[12]

2.
عبادت آن حضرت:

 «
زینب كبری در تمام مدت اسارت تهجد و نماز شبش تعطیل نشد»[13] در كتاب ریاحین الشریعه آمده است: «شب زنده داری زینب در تمام عمرش ترك نشد حتی شب یازدهم محرم».[14]
3.
سخن وری آن حضرت:
 
خطبه های آتشین و زیبای زینب در كوفه و شام كه یزید و یزیدیان را رسوا ساخت در حد اعلای فصاحت و بلاغت بود. شهید مطهری در این رابطه می نویسد:
«
خطابه ای كه حضرت زینب در مجلس یزید خوانده است از خطابه های بی نظیر دنیاست».[15]
4.
علم آن حضرت:
زمانی كه حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ خطبه پرمحتوا و آتشین خود را در بازار كوفه ایراد نمود، امام سجاد ـ علیه السلام ـ در تأیید مقام علمی زینب ـ سلام الله علیها ـ فرمود: الحمدلله تو دانشمند و عالمه ای بدون معلم و بانوی خردمندی بدون استاد می باشی».[16] این سخن امام سجاد ـ علیه السلام ـ نشان دهنده علم لدنی آن حضرت می باشد.
5.
بزرگواری آن حضرت:
در بزرگواری آن حضرت ـ سلام الله علیها ـ همین نكته بس كه «زمانی كه در عصر روز عاشورا دو پسرش را شهید كردند از خیمه پای بیرون نگذاشت»[17] در حالی كه هنگام شهادت سایر شهدا از خیمه بیرون می آمد و امام حسین ـ علیه السلام ـ را دلداری می داد ولی اینجا برای این كه برادرش حسین ـ علیه السلام ـ خجالت نكشد از خیمه بیرون نیامد.
6.
عصمت ایشان: در كتاب «زینب بنت الامام امیر المؤمنین» مقام عصمت را برای این بزرگوار ذكر می كند و می نویسد: هر چند مقام عصمت برای ایشان «ضروری دین» نیست ولی به این مرحله رسیده اند...»[18] و خلاصه باید گفت: «شئونات باطنیه و مقامات معنویه حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ نایبه زهرا، امینه خدا.. . را هیچ كس نتواند به تحریر و تقریر در آورد».[19] «ابن اثیر» می نویسد: «زینب در فصاحت و بلاغت و زهد و عبادت و فضیلت و شجاعت و سخاوت شبیه ترین مردم به پدر خود علی ـ علیه السلام ـ و مادر خود فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بود.»[20]
پی نوشتها:
[1] .
علی محمد علی دخیل، زینب بنت الامام امیرالمؤمنین، بیروت، موسسه اهل البیت ـ علیهم السّلام ـ ، 1399 هـ ، ص 10.
[2] .
بنت الشافی، زینب بانوی قهرمان كربلا، مترجم حبیب چایچیان، تهران، نشر امیركبیر، چاپ 16، 1373، ص 16.
[3] .
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ دوم، 1403ه‍ ق، 1983 م، ج43، ص215.
[4] .
رسولی محلاتی، سید هاشم، زندگانی حضرت زهرا و دختران آن حضرت، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، چاپ اول، ص 273.
[5] .
همان، ص 270.
[6] .
علی محمد علی دخیل، پیشین، ص 11.
[7] .
رسولی محلاتی، سید هاشم، پیشین، ص 285، بعد از شهادت امام علی ـ علیه السلام ـ حضرت زینب - سلام الله علیها - مجددا به مدینه بازگشتند.
[8] .
مفید، ارشاد، ترجمه محمد باقر ساعدی، تهران، انتشارات كتابفروشی اسلامیه، 1376 ش، ص 192.
[9] .
بنت الشاطی، پیشین، ص172.
[10] .
رسولی محلاتی، سید هاشم، پیشین، ص 285.
[11] .
مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بیست و یكم، سال 1375، ج 2، ص 225.
[12] .
خان سپهر، عباسقلی، ناسخ التواریخ، جزء اول، كتابفروشی اسلامیه، ص 73.
[13] .
مطهری، مرتضی، تفسیر سوره مزمل، تهران، انتشارات صدرا، 1364، ص 68.
[14] .
محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، تهران، دار الكتب الاسلامیه، ج 3، ص 61.
[15] .
مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، تهران، انتشارات صدرا، 1375، ص 59.
[16] .
محلاتی، ذبیح الله، پیشین، ج3، ص 75.
[17] .
همان، ص74.
[18] .
علی محمد علی دخیل، پیشین، ص 21 به بعد. این نویسند ه با دلائلی چند مقام عصمت را برای حضرت زینب ثابت می كند.
[19] .
خان سپهر، عباسقلی، پیشین، ص 73.
[20] .
صادقی اردستانی، احمد، زینب قهرمان، تهران، نشر مطهر، چاپ اول، 1372، ص 392، به نقل از وسیلة الدارین فی انصار الحسین، ص432.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()