چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  10:24 ق.ظ

بسمه تعالی


من راجع به حضرت صدیقه - سلام الله علیها - خودم را قاصر می دانم كه ذكری بكنم ،فقط اكتفا می كنم به یك روایت كه در كافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است وآن روایت این است كه حضرت صادق - سلام الله علیه - می فرماید: فاطمه - سلام الله علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا، بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت (1) عرض می كرد و مسائلی از آینده نقل می كرد. (2)

ظاهر روایت این است كه در این 75 روز مراوده ای (3) بوده است ؛یعنی ، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم كه غیر از طبقه اول از انبیای عظام درباره كسی این طور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه ای كه واقع می شده است ، مسائل را ذكر كرده است و آنچه كه به ذریه (4) او می رسیده است در آتیه ، ذكر كرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است ،كاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری كه كاتب وحی رسول خدا بوده است -و البته آن وحی به معنای آوردن احكام ، تمام شد به رفتن رسول اكرم - كاتب وحی حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است . مسئله آمدن جبرئیل برای كسی یك مسئله ساده نیست . خیال نشود كه جبرئیل برای هر كسی می آید و امكان دارد بیاید، این یك تناسب لازم است بین روح آن كسی كه جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل كه روح اعظم است ، چه ما قائل بشویم به اینكه قضیه تنزیل ، تنزل جبرئیل ، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است .

او تنزیل می دهد او را و وارد می كند تا مرتبه پایین یابگوییم كه خیر، حق تعالی او را مامور می كند كه برو و این مسائل را بگو. چه آن قسم بگوییم كه بعض اهل نظر می گویند و چه این قسم بگوییم كه بعض اهل ظاهر می گویند، تاتناسب ما بین روح این كسی كه جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل كه روح اعظم است نباشد، امكان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل كه روح اعظم است و انبیای درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه كس نبوده است ، بعد از این هم بین كسی دیگر نشده است . حتی درباره ائمه هم من ندیده ام كه وارد شده باشد این طور كه جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است كه برای حضرت زهرا - سلام الله علیها - ست كه آنكه من دیده ام كه جبرئیل به طور مكرر در این 75 روز وارد می شده و مسائل آتیه ای كه بر ذریه او می گذشته است ، آن مسائل را می گفته است و حضرت امیر هم ثبت می كرده است .

و شاید یكی از مسائلی كه گفته است ، راجع به مسائلی است كه در عهد ذریه بلند پایه او حضرت صاحب - سلام الله علیه - است ، برای او ذكر كرده است كه مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمی دانیم ، ممكن است . در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی كه برای حضرت زهرا ذكر كرده اند -با اینكه آنها هم فضایل بزرگی است - این فضیلت را من بالاتر از همه می دانم كه برای غیرانبیا - علیهم السلام - آن هم نه همه انبیا، برای طبقه بالای انبیا - علیهم السلام - و بعض ازاولیایی كه در رتبه آنها هست ، برای كس دیگر حاصل نشده .

و با این تعبیری كه مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، برای هیچ كس تاكنون واقع نشده و این ازفضایلی است كه از مختصات حضرت صدیقه - سلام الله علیها - است . 1- سوگواری . 2- اصول كافی ، ج 1، ص 457، ح 1 3- رفت و آمد 4- فرزندان . صحیفه امام "قدس الله سره " ج 20 ص 5-6


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  09:43 ق.ظ

  در كتاب مقاتل الطالبین و كشف الغمه آمده است كه ام‏ابیها از كنیه‏های حضرت فاطمه زهرا(س) است كه پیامبر اكرم(ص) به آن حضرت می‏فرمود ام‏ابیها؛ یعنی، مادر پدرش (مادر من).

می توان در این رابطه احتمالاتی را  بیان كرد:

1- عرب ها در نامگذاری سه چیز دارند: اسم، لقب و كنیه. اسم مانند فاطمه، لقب مثل زهرا، كنیه مانند " ام ابیها" حضرت فاطمه (س) افزون بر نام، از چندین لقب و كنیه بهره مند است. انتخاب كنیه ها ممكن است به جهت خاصی باشد.

رمز این نام گذاری ممكن است جهت اظهار محبت باشد، همان گونه كه متداول است پدر در اظهار محبت نسبت به دخترش می گوید: مادرم ، و نسبت به پسرش می گوید: بابایم، یعنی پیامبر جهت اظهار محبت به دخترش فرمود: تو مادر بابات هستی .

2 - شاید بدین جهت باشد كه در دوره غربت اسلام، حضرت با پدرش رفتاری داشت همانند رفتار مادر به فرزند[1] و پیامبر (ص) نیز بسیار به دخترش علاقه مند بود، همانند رفتار فرزند نسبت به مادر. پیامبر (ص) دست فاطمه (س) را می بوسید. هر گاه به سفر می رفت آخرین كسی كه با او خدا حافظی می كرد ، حضرت فاطمه (س) بود و در بازگشت از سفر نخست از او دیدار می كرد. حضرت زهرا (س) مانند مادری دلسوز رسول خدا (ص) را در آغوش می گرفت، از او نگهداری می كرد، زخم هایش را مرهم می گذاشت رنج ها و دردهایش را كاهش می داد. این گونه ابراز عواطف دو سویه همانند ابراز عواطف مادر و فرزند است.

3 - مادر هر چیزی اصل و اساس او است. ممكن است مقصود آن باشد كه حضرت فاطمه اصل و اساس درخت رسالت است، چنان كه در روایت آمده است: "شجره طیبه پیامبر اسلام (ص) ساقه اش علی و ریشه اش فاطمه، میوه اش فرزندان او و شاخ و برگش شیعیان حضرت می باشند". اگر ریشه درخت نباشد، درخت خشك می گردد و طراوت خود را از دست می دهد. حضرت زهرا (س) اگر نبود، درخت اسلام سرسبزی و نشاط خود را از دست می داد.

4 - ممكن است بدان جهت باشد كه چون خداوند زنان پیامبر (ص) را به كنیة "ام المؤمنین" گرامی داشت، به ذهن خطور كند كه آنان مهم ترین زنان روی زمین هستند، حتی از حضرت فاطمه (س) بالاترند، از این جهت حضرت رسول او را به "ام ابیها" خطاب كرد تا از این وسوسه ها و خطورات ذهنی جلوگیری كند؛ یعنی ای زنان پیامبر (ص) اگر شما به منزلة مادران مؤمنان هستید، حضرت فاطمه به منزلة مادر پیامبر است.[2]


[1]. سید جعفر شهیدی، زندگانی حضرت فاطمه(س) ص 40.
[2]. احمد رحمانی همدانی، فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر (ص) ص 267 -


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391
نظرات()